از هر دری سخنی
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید

پيوندها
شوری سنج اب اکواریوم
کمربند چاقویی مخفی

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان از هر دری سخنی و آدرس ghahreman.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 11
بازدید ماه : 11
بازدید کل : 11332
تعداد مطالب : 17
تعداد نظرات : 4
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


<-PollName->

<-PollItems->

نويسندگان
رضا

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
جمعه 13 اسفند 1389برچسب:, :: 10:39 :: نويسنده : رضا

 

دو نفر تنبل بانک ميزنند اولي به اون يکي ميگه: خب بيا بشمريم.
دومي ميگه: حوصله داري فردا راديو ميگه.
 
غضنفر ميره آزمايشگاه داد ميزنه ميگه چرا جواب خون شهدا رو نميدين؟
يه يارو ميگن اينجا چي کار ميکني ميگه پس کجا چي کار کنم!
غضنفر هي نگاه به گوشيش ميکرده و ميخنديده ، بهش ميگن اس ام اس اومده ؟ ميگه آره ، ميگن چيه ؟ ميگه يکي هي اس ام اس ميده    Low Battery !!!                                                                                                                                               
حيف نون مي افته توي چاه، مي گه خدا رو شکر تهش سوراخ نبود!
                       
تومراسم ختم بلندگو مي گه: مرحوم وصيت کرده سياه نپوشين. حيف نون داد ميزنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش مي پوشيم!
 
دفترچه خاطرات غضنفر : خيلي فقير بوديم ،هيچ پولي نداشتيم ، مادرم قادر به زاييدن من نبود ، خاله ام مرا زاييد
 
از حيف نان مي پرسن معيار شما واسه انتخاب همسر؟ مي گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا. صبر زينب. فداکاري سميه. اندام جنيفر لوپز!
 
حيف نان از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره
 
حيف نان ميره براي عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معني قدس سره الشريف يعني چه؟ حيف نان يه خورده فكر مي كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!
 
حيف نان ميره استاديوم ، توي موج مکزيکي غرق مي شه!
 
از حيف نان مي پرسن چرا نمازت رو بدون وضو خوندي؟ ميگه آخه مي خواستم خدا رو غافلگيركنم.
 
حيف نان زنش دو قلو مي زاد به دکتره ميگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم
 
حيف نان و دوستش به تاکسي ميگن: آقا 3 نفر تا تجريش چقدر مي گيري؟ راننده ميگه: شما که 2 نفر هستيد! حيف نان ميگه: مگه خودت نمي خواي بياي؟
 
از حيف نان مي پرسن صورتي چه رنگيه؟ مي گه قرمز يواش
 
هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز غضنفر! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : مال بابام که نيست بدرک بذار سقوط کنه
 
غضنفر ميخواسته آتش نشان بشه توي آزمون استخدامي ازش ميپرسند اگر جنگل آتش بگيره و اون اطراف آب نباشه چه كار ميكني؟ غضنفر ميگه: هيچي تيمّم مي كنيم...
غضنفر ميره بالاي پل عابر پياده داد مي زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اينجا رودخانه مي بينيد که اومدين روش پل زدين    
از حيف نان مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!
به حيف نون مي گن: اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني؟ مي گه: خفه شو! من خودم زن  حيف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين  حيف نون داشته تو خيابون به يه دختر نگاه مي کرده. يکي بهش ميگه مگه تو خواهر و مادر نداري؟ ميگه چرا... ولي به اين خوشگلي به حيف نون ميگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چيکارمي کني؟ ميگه خوب من باهاش دست  حيف نون مي ره ماشينش رو بيمه کنه، آقاهه بهش مي گه: خدا کنه هيچ وقت از اين بيمه استفاده نکني. حيف نون مي گه: الهي تو هم از اين پول خير حيف نون با نامزدش ميرن بيرون، گم مي شن. دختره مي پرسه حالا چي کار کنيم؟ حيف نون مي گه تو برو خونتون، من براي خودم يه فکري مي کنم.
غضنفر پسرش کور به دنيا مياد اسمشو مي ذاره حيدرمريم زاده !                                                 دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون  حيف نون مي ره کتابخونه، داد مي زنه يه ساندويچ بدين با سس اضافه. آقاهه بهش مي گه: آقا! اينجا کتابخونه هست. حيف نون مي گه: ببخشيد… بعد يواش در گوش آقاهه مي گه: يه ساندويچ بدين با سس   افغانيه ميره خونه زنه دزدي زنه ميترسه ميگه بيا اين طلاها اينم پول! افغانيه ميگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجان؟        
توي يک مهماني، يک خانمي رو مي کنه به حيف نون، مي گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حيف نون مي گه: گفتنش يک خورده مشکله، اما يک کم که دقيق مي شم مي بينم اصلا بهتون نمي ياد

غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش مي‌فروشن. چند روز بعد ازش مي‌پرسن: «اين طوطيه حرف هم مي‌زنه؟» غضنفر جواب ميده: «حرف نمي‌زنه ولي خيلي توجه   از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي غضنفر دست ميندازه دورگردن دوست دخترش بلد نيست چي بگه .ميگه گردنتو بشکونم حيف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو مي گيره بالا، بهش تافت مي  غضنفر تو جاده داشته رانندگي مي كرده ، يهو ميبينه يه كاميون داره از روبروش مياد، ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نمي گيره . رفيقشو صدا مي كنه مي گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين .           

 
جمعه 13 اسفند 1389برچسب:, :: 10:13 :: نويسنده : رضا

 

 
معلم از شاگردش مي پرسه: 5 + 5 چند ميشه؟شاگردش يه كم فكر ميكنه ميگه 11 معلم ميگه: احمق دستتو از جيب شلوارت در بيار ، دوباره با انگشت بشمار!
 
سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي گرفته. از يارو مي پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي كنه مي پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
 
 
يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب
 
يارو داشته ماهي ميگرفته، يکي ميپرسه: تا حالا چندتا ماهي گرفتي؟ يارو ميگه: اين يکي رو که بگيرم، با اون 19 تائي که بعدا ميخوام بگيرم ميشه 20 تا
 
برنده جايزه نوبل ادبيات در زمان تقديم جايزه خود به همسرش گفت: "اين جايزه را به همسر عزيزم تقديم مي کنم که با نبودش باعث شد من بتوانم اين کتاب را تمام کنم !
 
ازبچه ميپرسن اون كدوم حيواني هست كه به ماگوشت شير ماست كفش لباس ميده ميگه بابام
 
مادر پسره براش ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه خوب پسرتون چه کاره هست؟
مادره ميگه: پسرم ديپلماته پدر دختره ميگه: اوه چه عالي! يعني چي؟ مادره ميگه: يعني از وقتي پسرم ديپلمش گرفته همينطوري ماته
حيف نون مي خواسته نماز بخونه، ميگه:
الحمدلله رب العالمين… خدايا! سرتو درد نميارم… ولاا لضالين
افغانيه رو مي خوان اعدام کنن ميگن حرف آخرت چيه ميگه کارگر نمي خواي
غضنفر داشته ميمرده به پسرش ميگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ايدز داشت ،پسرش ميگه : واسه چي ؟
ميگه : هم مريضيه باکلاسيه هم کسي سراغ مادرت نمياد..
از غضنفر مي پرسن اين علامت جمجمه و استخوان که دزداي دريايي دارن يعني چي؟ غضنفر يه کم فکر مي کنه ميگه يعني خوردن کله پاچه در کشتي ممنوع
از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه ؟
ميگه : من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم.
 

صفحه قبل 1 صفحه بعد